آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

183

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل هيجدهم - چگونه در شهر اصفهان به سر برديم و شرحى دربارهء سفير هندوستان . پس از آنكه ماجراى زد و خورد به پايان رسيد و توانستيم بدون خطر رفت و آمد كنيم ، از وسايل خود چيزى جز چمدان‌هاى خرد شده و ژامبون ، كالباس و زبان دود زده كه ازبك‌هاى پيرو حضرت محمد ( ص ) آن‌ها را ناپاك مىدانستند نيافتيم . خساراتى كه از اين رهگذر به ما رسيده بود حدود چهار هزار تالر تخمين زده شد . شاه خواسته بود كه اين زيان دقيقا حساب شود ، با اين پيشنهاد كه آن را جبران كند و مبلغ مورد نظر را به ما بازگرداند ، ولى به سبب دلايل مشخص و عللى كه ما بدان واقف بوديم جبران خسارت انجام نشد . در جريان زد و خورد كه افراد ما به مدت چهار ساعت دفاع مىكردند ، پنج نفر درجا كشته و ده نفر زخمى شده بودند كه بعدا چند تن از آنان نفر فوت كردند . برابر گزارش ايرانىها بيست و چهار نفر از هنديان كشته و بيش از اين تعداد مجروح شده بودند . اين بزرگترين فاجعه‌ئى بود كه ما در تمام مدت مسافرت خود داشتيم . در